نقش فرماندهان نیروهای مسلح در تهدید نو پدید الکترومغناطیس سایبری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار برق- الکترونیک، دانشگاه هوایی شهید ستاری

2 استادیار دانشکده مدیریت دانشگاه هوایی شهید ستاری

3 کارشناس‌ارشد برق - الکترونیک

چکیده

با توجه به تهدیدات موجود علیه منافع جمهوری اسلامی ایران، اقدام انفعالی و  عدم برنامه ریزی برای آینده و آینده پژوهی در این حوزه بسیار خطرناک و غیر منطقی می باشد و این شیوه تفکر باعث بروز مشکلاتی جدی برای کشور خواهد شد. لذا بایستی  تهدیدات آینده را شناسایی نمود. از  این‌ رو هدف این مطالعه تبیین تهدید نوپدید الکترومغناطیس سایبری به عنوان تهدید آینده و بررسی نقش فرماندهان در فضای الکترومغناطیس سایبری است. این تحقیق از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و جامعه مورد مطالعه بررسی کتب و اسناد انتشار یافته ایالات متحده آمریکا می باشد یافته های تحقیق حاکی از آن است که جنگ در آینده در فضای عملیاتی جدیدی با نام اقدامات الکترومغناطیس سایبری است که این نبردها در فضای سایبری با بهره‌برداری از طیف الکترومغناطیس است و یک فرمانده برای کنترل صحنه نبرد از جایگاه کلیدی ویژه­ای برخوردار خواهد شد و بایستی با ایجاد زیرساخت‌های نظامی مناسب و با بهره­گیری از شبکه­های ارتباطی غیرنظامی، توانائی مدیریت صحنه میدان در هر دو فاز نبرد و جنگ را داشته باشد.

کلیدواژه‌ها


 

نقش فرماندهان نیروهای مسلح در تهدید نو پدید  الکترومغناطیس سایبری

حسن عبداللهی[1]، مصطفی لطفی جلال آبادی [2] ، افسانه حق نگهدار[3]

دریافت مقاله: 25/01/1400                                                                                                                                    پذیرش مقاله:27/02/1400

چکیده

با توجه به تهدیدات موجود علیه منافع جمهوری اسلامی ایران، اقدام انفعالی و  عدم برنامه ریزی برای آینده و آینده پژوهی در این حوزه بسیار خطرناک و غیر منطقی می باشد و این شیوه تفکر باعث بروز مشکلاتی جدی برای کشور خواهد شد. لذا بایستی  تهدیدات آینده را شناسایی نمود. از  این‌ رو هدف این مطالعه تبیین تهدید نوپدید الکترومغناطیس سایبری به عنوان تهدید آینده و بررسی نقش فرماندهان در فضای الکترومغناطیس سایبری است. این تحقیق از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و جامعه مورد مطالعه بررسی کتب و اسناد انتشار یافته ایالات متحده آمریکا می باشد یافته های تحقیق حاکی از آن است که جنگ در آینده در فضای عملیاتی جدیدی با نام اقدامات الکترومغناطیس سایبری است که این نبردها در فضای سایبری با بهره‌برداری از طیف الکترومغناطیس است و یک فرمانده برای کنترل صحنه نبرد از جایگاه کلیدی ویژه­ای برخوردار خواهد شد و بایستی با ایجاد زیرساخت‌های نظامی مناسب و با بهره­گیری از شبکه­های ارتباطی غیرنظامی، توانائی مدیریت صحنه میدان در هر دو فاز نبرد و جنگ را داشته باشد.

 

واژگان کلیدی: فرمانده، الکترومغناطیس سایبری، جنگ‏های آینده، عملیات سایبری و نبرد الکترونیکی
مقدمه

در نبردهای آینده، نه‌تنها فرماندهان باید از حداکثر طیف الکترومغناطیس در باندهای نظامی و غیرنظامی بهره­برداری کنند بلکه باید سه حوزه مدیریت طیف الکترومغناطیس، فضای سایبر و نبرد الکترونیک را با یکدیگر هماهنگ و یکپارچه نمایند. لذا فرماندهان در نیروهای مسلح برای دفاع از شبکه‌های سایبری و طیف الکترومغناطیس خودی و برای ایجاد اختلال در شبکه­های سایبری و طیف الکترومغناطیس دشمن باید مهارت لازم را داشته باشند تا فرآیند انجام عملیات، مدیریت اطلاعات، فعالیت­های نفوذی و اجرای اقدامات الکترومغناطیس سایبری را به انجام رسانند. ازاین‌رو در آینده نزدیک، فعالیت­های الکترومغناطیس سایبری به‌عنوان یکی از عوامل قدرت نبرد، باید توسط فرماندهان در طرح‌ریزی عملیات نظامی به‌عنوان یک سلاح در میدان نبرد مطرح باشد زیرا چارچوب­های عملیاتی پیچیده­تر و میدان محدود جنگ فیزیکی به یک میدان جنگ جهانی نامحدود تبدیل‌شده است. این مقاله جزو اولین کارهای تحقیقاتی انجام‌شده بر روی نقش آتی فرمانده در کنترل صحنه نبرد در فضای سایبر و طیف الکترومغناطیس است که می­تواند مرجعی برای فرماندهان باشد تا با استفاده از آن، توانائی قابلیت‌ روش­های ابتکاری برای تسخیر، حفظ و بهره‌برداری از برتری نظامی در تمام محیط عملیاتی را داشته باشند.

بیان مساله :

در عصر حاضر، توسعه فن­آوری اطلاعات و ارتباطات به‌ویژه فن‌آوری‌های مرتبط با فضای سایبری در حوزه غیرنظامی که دروازه آن اینترنت است، به‌عنوان یک سلاح در میدان نبرد مطرح هست و کاربرد آن در آینده نزدیک برای توسعه عملیات نظامی امری انکارناپذیر خواهد بود. بنابراین روش‌های نوین جنگی با کنترل میدان نبرد توسط یکپارچه­سازی و هماهنگ­سازی فضای سایبر، نبرد الکترونیک و مدیریت طیف الکترومغناطیس با عنوان الکترومغناطیس سایبری انجام خواهد شد. سیر این تحول توسط ایجاد زیرساخت‌های نظامی مناسب و با بهره­گیری از شبکه­های ارتباطی غیرنظامی و همچنین استفاده از حداکثر ظرفیت طیف الکترومغناطیسی به انجام خواهد رسید.

طی جستجو و مطالعات گسترده در خصوص الکترومغناطیس سایبری، سندی مربوط به نیروی زمینی آمریکا به شماره FM 3-38 با عنوان “Cyber Electromagnetic Activities” به دست آمد (Field    Manual،2014)  این سند در سال 2014 میلادی منتشرشده است که ارتباط فضای سایبر، جنگ الکترونیک و مدیریت طیف را مطرح می­کند. این سند بیان می­کند که جهت پیروزی در نبردهای آینده سه حوزه طیف الکترومغناطیسی، جنگ الکترونیک و مدیریت طیف باید با یکدیگر هماهنگ و یکپارچه شوند، اما چگونگی اجرای آن در عملیات نظامی محرمانه و دارای طبقه­بندی است. این سوال مطرح می شود که آیاد در جنگ‏های آینده، شیوه فرماندهی تغییر اساسی پیدا خواهد کرد.؟ آیا نبرد الکترومغناطیس در آینده ایجاد خواهد شد؟ فرماندهان در این نبرد چه نقشی را خواهند داشت؟

ضرورت تحقیق

عصر حاضر که عصر اطلاعات است، عموماً نبرد بر سر دانش و سلطه بر روی شبکه و سازمان‌های شبکه شده است (ویژگی اصلی نبردهای جدید). ازاین‌رو، این ویژگی ممکن است مورد تمایل فرماندهانی نباشد که می‌خواهند فرماندهی و اطلاعات (و حتی ارتباطات در بسیاری از ارتش‌ها) را با همان روش‌های سنتی دنبال کنند. در مدل شبکه‌ای، جریان فرمان و اطلاعات لزوماً با یکدیگر متفاوت خواهند بود. اطلاعات حسگرها، فرماندهان و سامانه‌های جنگی با استفاده از یک تور شبکه‌ای به یکدیگر متصل‌اند و داده­های هشدار از وضعیت به‌طور یقین توسط تمام المان‌ها، در اشتراک خواهند بود. صرف‌نظر از اینکه آن‌ها متعلق به واحدهای مشابهی باشند یا نه، دیگر نیازی نیست که سیر فرمان در سلسله‌مراتب فرماندهی با جریان اطلاعات اشتراک داشته باشند. اطلاعات در شبکه در اختیار همه قرار دارد تا فرمان و کنترل بر اساس آرایش نظامی (ترتیب نیرو یا سازمان نیروها) هدایت شوند. ازاین‌رو، فناوری جدید نه‌تنها چگونگی فرماندهی و کنترل ارتش‌ها را تغییر قابل‌توجهی داده‌، بلکه سازمان‌دهی و آموزش آن‌ها را نیز عوض کرده‌ است.

از طرف دیگر استفاده از امواج الکترومغناطیس و انرژی تابشی ناشی از تسلیحات ضد تشعشع در حمله (به نیروی انسانی، تسهیلات یا تجهیزات دشمن باهدف فریب، اخلال، کاهش توانمندی یا انهدام قابلیت‌های رزمی)، بخش عمده‌ای از توجه و تلاش نیروهای نظامی را در حوزه آموزش و عملیاتِ جنگال به خود اختصاص داده‌ است. موفقیت در یک حمله الکترونیکی علیه اهداف حیاتی و کلیدی درگرو ترکیب دو عامل (1) آگاهی از چیدمان سامانه‌های تهدید و (2) مؤلفه‌های فنی و عملیاتی آن‌ها است.

بنابراین استفاده از سلاح­های الکترونیکی و انرژی الکترومغناطیسی به‌عنوان یک نیروی مخرب در نبردها سبب شده است که فرماندهان به این طیف و انرژی الکترومغناطیسی و کاربردهای آن با دقت و وسواس بیشتری توجه نمایند. از طرف دیگر استفاده گسترده از بستر اینترنت و فضای سایبر، سبب شده است که علاوه بر جنبه­های اجتماعی از بعد نظامی نیز به فضای سایبر توجهی خاص شود. چراکه فضای سایبر به این حقیقت تأکید دارد که دیگر یک چارچوب عملیاتی به یک مکان فیزیکی محدود نمی­شود(Coonfield، 2013). بنابراین چارچوب­های عملیاتی پیچیده­تر و میدان محدود جنگ فیزیکی به یک میدان جنگ جهانی نامحدود تبدیل‌شده است.

ازاین‌رو واژه جدیدی در حوزه عملیات نظامی با عنوان اقدامات الکترومغناطیس سایبری در سطح دنیا مطرح شد. لذا با توجه به اهمیت هر دو حوزه فضای سایبر و طیف الکترومغناطیس و همچنین مفهوم جدید اقدامات الکتروغناطیس سایبری ضروری است که  در خصوص این موضوعات و نحوه ارتباطات آن‌ها با یکدیگر و اهمیت فرماندهی در این حوزه  تحقیقاتی انجام گیرد.

اهداف و سؤالات پژوهش

هدف اصلی

1)تعیین نقش فرماندهان در تهدید نوپدید الکترومغناطیس سایبری

اهداف فرعی

1) شناسایی نبرد الکترومغناطیس سایبری به عنوان تهدید آینده  

2) شناسایی نقش فرماندهان در نبرد الکترومغناطیس سایبری 

سؤال اصلی

1) فرماندهان نیروهای مسلح در تهدید نوپدید الکترومغناطیس سایبری چه نقشی بایستی داشته باشند؟

سؤالات فرعی

1) آیا نبرد الکترومغناطیس سایبری به عنوان یک تهدید در آینده شناسایی می شود؟

2) فرماندهان نیروهای مسلح چه نقشی در نبرد الکترومغناطیس سایبری خواهند داشت؟

 

 

مبانی نظری

فضای سایبر

فضای سایبر به مجموعه‌ای از ارتباطات انسان‌ها از طریق رایانه­ها و وسایل مخابراتی در یک محیط غیر فیزیکی و الکترونیکی بدون در نظر گرفتن جغرافیای فیزیکی گفته می‌شود(Pub 3-13، 2014 : 35) که در آن اطلاعات ایجاد، ارسال، دریافت، ذخیره، پردازش و حذف می­شود و کاربران آن می‌توانند از طریق رایانه­ها با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند. بر خلاف فضای واقعی که در آن از حواس پنج گانه طبیعی استفاده می­شود در فضای سایبر از عناصری مثل فایل­ها، پیغام­های الکترونیکی، عکس­ها، فیلم­ها و ... استفاده می شود و نیاز به جابجایی­های فیزیکی نیست و کلیه اعمال از طریق فشردن کلیدها یا حرکات ماوس صورت می‌گیرد. در حال حاضر ارتش ایالات متحده به طور چشمگیری در جهان مبتنی بر شبکه و فضای سایبر کار می­کند.

به این چیزی که واژه فضای سایبر نامیده شد در حال حاضر بیش از 1.1 میلیارد دستگاه ارسال و دریافت داده متصل شده است. این دستگاه­ها، بهره­وری و توانایی بشر را برای ارتباطات اجتماعی افزایش می­دهند، اما ریسک‌پذیری امنیت تبادل اطلاعات بشر را زیاد می­کند. زیرا سایبر می­تواند وسیله­ای برای سرقت اسرار محرمانه از شرکت­ها و اسرار دولتی از حکومت­ها باشد و وسیله­ای برای رسیدن به اهداف سیاسی و نظامی نیز باشد، درحالی‌که هویت سازمانی استفاده­کنندگان آن‌ها در درون وب از دیگر اشخاص ناشناس پنهان مانده است. (Coonfield ، 2013 : 2) تهدیدکنندگان فضای سایبر، گروههای متعدد با انگیزه­های متفاوت مانند سرقت، جاسوسی، خرابکاری، انتقام و سرگرمی می­باشند که از آن میان می­توان به موارد زیر اشاره کرد: جاسوسها و دشمنان خارجی، تروریستها و گروههای افراطی، جنایتکاران و گروههای جنایی، هکرها و گروههای با انگیزه­های تفننی، مخالفین داخلی و... (ملزومات امنیت در فضای سایبر ملی: 2 ). بنابراین توانایی هدف قرار دادن هر چیز متصل به شبکه توسط یک گروه تقریباً ناشناس که دارای زیرساخت­ها و توانایی­های حلقه­ای هستند، ترسناک است.

پس چرا سایبر برای برای نیروهای نظامی مهم است؟ امروزه محیط عملیاتی بسیار پیچیده و سناریوی آن بر اساس دو تهدید رودررو و فناوری موجود دشمنان است. سایبر، داده­ها را به عنوان یک سلاح در میدان نبرد معرفی می­کند، پالس­های الکترونیکی از یک ماشین به ماشین دیگر از طریق حوزه سایبر ارسال می­شود. هنگامی که این داده­ها در نقطه انتها بازیافت می­شود، اطلاعات استخراج می­گردد.

ارزش قابل اطمینان‌ترین داده­ها، با توانایی جمع­آوری قابل اعتمادترین اطلاعات مساوی است. بر این اساس استفاده از فضای مجازی در سازمان­های نظامی، توانایی یگان­ها برای رسیدن به بهترین درک از حوادث اتفاق افتاده در میدان نبرد را افزایش می­دهد. در عوض، توانایی دست‌کاری همان اطلاعات می­تواند منجر به تصمیم‌گیری غلط یا سبب دگرگونی عملیات نظامی شود. این مفهوم ارائه اطلاعات قابل‌اعتماد به فرماندهان نظامی، سنگ­بنای عملیات شبکه­های اخیر بوده است و منجر به پیشرفت­های بسیاری در فناوری و سیاست­های کاربری شده است. با این حال، اخیراً حمله به شبکه­ها افزایش یافته است. تنوع حملات سایبری، نه تنها زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی را هدف قرار داده، بلکه توانایی سایبری به عنوان یک سلاح با کاربرد نظامی پر رنگ شده است.

پس چه باید کرد؟ جنگ‏های سنتی(کلاسیک) در چهار حوزه مرسوم هوایی، زمینی، دریایی و فضایی در محیط طیف الکترومغناطیسی انجام می­شود. پنجمین حوزه که ساخت دست بشر است، فضای سایبری است. گستردگی و سرعت تغییرات محیط­های عملیاتی، ایجاب می­نماید که ارتش­های امروزی نیز در فضای سایبری کار کنند. طیف الکترومغناطیسی ابزار آن‌ها است که روزبه‌روز درخواست برای اشغال آن در حال افزایش است.

در 60 سال گذشته وابستگی ارتش­ها به سیستمهای دیجیتال برای افزایش بهره­وری و پیشرفت توان رزمی زیاد شده است. مباحث ارزشمندی در عملیات دفاع سایبری وجود دارد، اما به جنبه ترکیب حمله سایبری با عملیات نظامی چندان توجه نشده است. اقدامات الکترومغناطیسی سا­یبری برای بخش نظامی سایبر تعریف شده است. پس سؤال این است که هدف آن در عملیات نظامی چیست؟ در واقع اقدامات الکترومغناطیس سایبری یک راهنما و دستورالعمل برای اجرای آن است. (Coonfield ، 2013 : 6)

 

اقدامات الکترومغناطیس سایبری:

عملیات­های فضای سایبری

استفاده از توانایی­های فضای سایبری

جهت دستیابی به اهداف

-  عملیات­های فضای سایبری تهاجمی

-  عملیات­های فضای سایبری دفاعی

-  عملیات­­های شبکه اطلاعاتی وزارت دفاع

عملیات­های مدیریت طیف

برنامه­ریزی کردن، هماهنگ کردن و اداره نمودن استفاده از طیف الکترومغناطیسی از طریق روش­های عملی، مهندسی و اجرایی جهت سازگاری تمام سیستم­ها

 

نبرد الکترونیک

استفاده از الکترومغناطیس و انرژی هدایت شده جهت کنترل طیف الکترومغناطیسی یا حمله به دشمن

-   حمله الکترونیکی

-   حفاظت الکترونیکی

- پشتیبانی از جنگ الکترونیکی

اقدامات الکترومغناطیس سایبری

 

 

 

 

 

شکل شماره 1 حوزه فضای سایبر

اقدامات الکترومغناطیس سایبری، فعالیت­های موثری جهت تسخیر، حفظ و بهره­برداری از یک برتری بیشتر در برابر مخاصمان و دشمنان در هر دو حوزه فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی هستند، بطوریکه استفاده مشابه و همزمان دشمن و مخالفان را کاهش می­دهد و از مأموریت سیستم فرماندهی نیز محافظت می­کند. این اقدامات شامل عملیات‌های فضای سایبری[4]، نبرد الکترونیکی[5] و عملیات مدیریت طیف[6] است. (Coonfield ، 2013 : 28)  همانطورکه از شکل 1 ملاحظه می­شود CEMA در مرکز آنها است تا آرایش نیروهای نظامی برای دستیابی به افزایش نفوذ در فضای سایبری و استفاده از طیف الکترومغناطیسی و کنترل عملیات زمینی یکپارچه شکل گیرد.

اقدامات الکترومغناطیس سایبری از طریق یکپارچه­سازی و هماهنگ­سازی عملیات فضای سایبری، نبرد الکترونیک و عملیات مدیریت طیف اجرا می­شود. فرماندهی که با مشاوره متخصصین عملیات انجام می­دهد باید توانائی هماهنگی و تلفیق عملیات فضای سایبر، نبرد الکترونیک، عملیات مدیریت طیف و ارتباط دهی آنها را داشته باشد تا به نتیجه مورد دلخواه در پشتیبانی از عملیات زمینی یکپارچه دست یابد.

انجام CEMA در نیروهای مسلح باید بصورت یکپارچه باشد. در ارتش یکپارچگی[7] به معنای آرایش نیروهای نظامی است و اقداماتشان برای ایجاد نیرویی است که با درگیر شدن عمل کنند. از طرف دیگر، همزمانی[8] به معنای آرایش اقدامات نظامی در زمان، مکان و هدف مشخص جهت ایجاد حداکثر توان رزمی در یک زمان و مکان معین است. اقدامات الکترومغناطیس سایبری عملکرد و توانمندی CO، EW و SMO را برای انجام اقدامات تکمیلی و تقویتی، تلفیق و هماهنگ می­کند. انجام این اقدامات به طور مستقل ممکن است از کارآمدی آنها بکاهد. اگر این فعالیتها ناهماهنگ باشند، ممکن است منجر به تعارض و تداخل متقابل بین آنها و یا با دیگر نهادهای استفاده کننده از طیف الکترومغناطیسی شود. CO، EW و SMO جهت پشتیبانی از کل عملیات همزمان می­شوند تا باعث ایجاد اثر مشخصی در نقاط معین شوند.

واحد CEMA مسئول برنامه­ریزی، تلفیق و هماهنگ­کننده CO، EW و SMO جهت پشتیبانی از مأموریت فرمانده و وضعیت مورد نظر در داخل فضای سایبر و طیف الکترومغناطیس[9] است. در حین زمان اجرا، واحد CEMA مسئول همزمان­سازی CEMA به بهترین نحو جهت اجرای مأموریت است.

عملیات­های فضای سایبری، EW و SMO برای انجام عملیات­های­ زمینی یکپارچه ضروری هستند. وقتیکه این اقدامات در کاربرد و تاکتیکشان متفاوت شدند، عملکردها و توانمندیهای آنها باید هماهنگ و یکپارچه شوند تا پشتیبانی خود از عملیات زمینی یکپارچه را به حداکثر رسانند. تلفیق این اقدامات نیاز به درک درستی از عملکردها و توانمندی­های بکار برده شده در آنها دارد.

اقدامات الکترومغنطیس سایبری در یک محیط عملیاتی

یک محیط عملیاتی ترکیبی از شرایط، موقعیت و توانایی­هایی است که بر نحوه استفاده از امکانات اثر می‌گذارد و به تصمیمات فرمانده مرتبط است. آنالیز از یک محیط عملیاتی باید شامل پنج حوزه و EMS باشد. به طور طبیعی چهار حوزه مرسوم (هوایی، زمینی، دریایی و فضایی) و طیف الکترومغناطیس وجود دارد. پنجمین حوزه که ساخت دست بشر است، فضای سایبری است.

فضای سایبری و طیف الکترومغناطیس توانایی تقسیم اطلاعات، برقراری ارتباط، یکپارچگی و همزمانی عملیات­ها را در کل رده­ها و مأموریت­های جنگی برای فرمانده ایجاد می­کند. اما فضای سایبری و طیف الکترومغناطیس یک قابلیت مفید، ارزان و ناشناس برای مخالفان و دشمنان نیز است بطوریکه شرایط را برای به خدمت گرفتن فعالیت­های اطلاعاتی، آموزشی، فرماندهی و کنترل آماده می­کنند. CEMA فرمانده­هانی را تربیت ­می­کند که توانائی بدست آوردن و حفظ یک مزیت و برتری در فضای سایبر و طیف الکترومغناطیس را داشته باشند (Lyons ، 2013 : 10). 

اقدامات الکترومغناطیس سایبری:

اقدامات الکترومغناطیس سایبری فعالیت­های قدرتمندی جهت تسخیر، حفظ و بهره­برداری از یک برتری بیشتر در برابر مخاصمان و دشمنان در هر دو حوزه فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی است، درحالی‌که استفاده هم‌زمان و مشابه دشمن و مخالفان از آن را کاهش می­دهد و از مأموریت سیستم فرماندهی نیز محافظت می­کند. اقدامات الکترومغناطیس سایبری شامل عملیات فضای سایبری[10]، نبرد الکترونیک[11] و عملیات مدیریت طیف است (  Coonfield، 2013).

فرماندهی که توسط متخصصین پشتیبانی می­شود باید هم‌زمان‌سازی و ادغام نمودن عملیات فضای سایبر، جنگ الکترونیک، عملیات مدیریت طیف و توانایی ارتباط دهی جهت رسیدن به نتیجه مورد دلخواه در پشتیبانی از عملیات را انجام دهد.

همان‌طور که در شکل (۲) نشان داده‌شده است انجام اقدامات الکترومغناطیس سایبری در نیروهای ارتش باید به‌صورت یکپارچه باشد. یکپارچگی[12] یک از آرایش­های نیروهای نظامی است و اقداماتشان برای ایجاد نیرویی است که با درگیر شدن عمل می­کند. هم‌زمانی[13] آرایشی از اقدامات نظامی در زمان، مکان و هدف مشخصی جهت تولید حداکثر توان رزمی در یک‌زمان و مکان معین است. اقدامات الکترومغناطیس سایبری عملکرد و توانمندی عملیات فضای سایبری، نبرد الکترونیک و عملیات مدیریت طیف را برای تولید اثرات تکمیلی و تقویتی، ادغام و هماهنگ می­کند. انجام این اقدامات به‌طور مستقل ممکن است از کارآمدی آن بکاهد. اگر ناهماهنگی باشند، این فعالیت­ها ممکن است منجر به تعارض و تداخل متقابل بین آن‌ها و با دیگر نهادهای استفاده‌کننده از طیف الکترومغناطیسی شود. عملیات فضای سایبری، نبرد الکترونیک و عملیات مدیریت طیف هم‌زمان می­شوند تا باعث اثر مشخصی در نقاط معین جهت پشتیبانی کل عملیات شوند.

شکل (۲) نشان می­دهد که عملیات فضای سایبری شامل سه بخش عملیات فضای سایبری تهاجمی، عملیات فضای سایبری دفاعی و عملیات شبکه اطلاعاتی وزارت دفاع است( Bender & Hamilton 2013). نبرد الکترونیک شامل سه زیرمجموعه حمله الکترونیکی، دفاع الکترونیکی و پشتیبانی نبرد الکترونیک است( Field Manual، 2012) و عملیات مدیریت طیف شامل مدیریت طیف، تخصیص فرکانس، هماهنگی کشورها است که برنامه­ریزی، مدیریت و اجرای عملیات را در داخل محیط عملیاتی الکترومغناطیس در طول مدت تمام مراحل عملیات نظامی قادر می­سازد(Field Manual، 2010)

عملیات فضای سایبری، نبرد الکترونیک و عملیات مدیریت طیف جهت انجام عملیات­ یکپارچه ضروری هستند. تا موقعی که این اقدامات در کاربرد و تاکتیکشان تفاوت داشته باشند، عملکردها و توانمندی آن‌ها جهت به حداکثر رساند پشتیبانی باید یکپارچه و هماهنگ باشد. ادغام این اقدامات نیاز به درک درستی از عملکردها و توانمندی­های بکار برده شده دارد(Lyons، 2013).

 

 

الکترومغناطیس سایبری

عملیات‌ فضای سایبری

نبرد الکترونیک

عملیات مدیریت طیف

حمله الکترونیکی

دفاع الکترونیکی

پشتیبانی نبرد الکترونیک

عملیات فضای سایبری تهاجمی

عملیات فضای سایبری دفاعی

عملیات شبکه اطلاعاتی وزارت دفاع

هماهنگی و خط مشی

مدیریت طیف

تخصیص فرکانس

شکل 1 حوزه اقدامات الکترومغناطیس سایبری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فعالیت الکترومغناطیس سایبری در عملیات یکپارچه:

 شکل 3 جایگاه عملیات اقدامات الکترومغناطیس سایبری را درصحنه نبرد به تصویر می­کشد. توانایی برای به دست آوردن و حفظ یک مزیت در فضای مجازی و طیف الکترومغناطیسی مستلزم آن است که ارتش از توانمندی­های اقدامات الکترومغناطیس سایبری برای انجام موارد زیر استفاده کند(Army Doctrine Publication، 2010)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل2: جایگاه عملیاتی اقدامات الکترومغناطیس سایبری درصحنه نبرد

روش تحقیق

این تحقیق از نظر هدف توسعه ای و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد اکتشافی است. جامعه آماری تحقیق کتب مرتبط با جنگ سایبری و الکترونیکی و اسناد منتشر شده از ارتش ایالت متحده امریکا است. سعی شده تا با تحلیل‌های کیفی، ضمن دستیابی به شناختی عمیق از موضوع، زمینه افزایش تعمیم‌پذیری و صحت نتایج نیز فراهم آید. با توجه به اهداف‌ و سؤالات پیش رو، محقق، از طرح اکتشافی استفاده نموده است که در آن اطلاعات موردنیاز به روش کتابخانه‌ای می باشد.

یافته های تحقیق

پاسخگویی به سوال اول  تحقیق

1) آیا نبرد الکترومغناطیس سایبری به عنوان یک تهدید در آینده شناسایی می شود؟

شکل  روند تکاملی  جنگ‏ها از قرن گذشته تا حال و آینده را نشان می­دهد. همانطور که در شکل نشان داده شده است این جنگ‏ها به ترتیب از پایین به بالا شامل جنگ‏های سنتی یا کلاسیک، جنگ‏های کلاسیک-شبکه محور و جنگ‏های کلاسیک با اقدامات الکترومغناطیس سایبری است.

قسمت الف این شکل، نحوه جنگ‏های گذشته در 3 حوزه زمینی، هوائی و دریایی با پشتیبانی وزارت دفاع را نشان می­دهد. در این جنگ‏ها، برتری با نیروی است که از قدرت هوائی بیشتری برخوردار است. بنابراین کشورها جهت حفظ برتری خود تلاش می­کردند تا فضای بیشتری از آسمان را اشغال کنند تا تعیین کننده برنده نهائی جنگ شوند. به عنوان مثال می­توان به جنگ ایران و عراق اشاره نمود که کشور عزیرمان به علت برتری هوائی بیشتر به خصوص در اوایل جنگ از قدرت بیشتری نسبت به دشمن مخاصم برخوردار بود.

قسمت ب شیوه جنگ‏های امروزی را نشان می­دهد که پیشرفت فناوری­های جدید به خصوص شبکه­های ماهواره­ای و ارتباط اطلاعات فضایی به جنگ‏های کلاسیک اضافه شده است. از اینرو جنگ‏های امروزی در 3 حوزه یاد شده در جنگ‏های سنتی و با پشتیبانی توسط وزارت دفاع در قالب یک شبکه یکپارچه صورت می­پذیرد. در این نوع از جنگ‏ها برتری با  نیروی است که فضای بیشتری را اشغال کرده است. لذا تمام کشورها تلاش می­نمایند تا با ارسال ماهواره به فضا، از فضای بیشتری برخوردار شود تا  قدرت ارتباط فضایی آن بیشتر شود. به عناون مثال می­توان به جنگ عراق و آمریکا اشاره نمود، که هدایت صحنه نبرد این جنگ با تبادل اطلاعات در یک شبکه یکپارچه نظامی بین نیروهای زمینی، هوائی، دریایی با پشتیبانی وزارت دفاع از طریق مرکز فرماندهی و کنترل مرکزی انجام می­شد.

در قسمت پ شکل 4 نحوه نبردهای آینده را نشان می­دهد. در جنگ‏های آینده که به زودی با آن مواجه خواهیم بود، نبردها با اقدامات الکترومغناطیس سایبری است. در جنگ‏های آینده، علاوه بر جنگ‏های کلاسیک شبکه محور از حوزه پنجم استفاده خواهد شد که استفاده از امکانات شبکه­های ارتباطی غیر نظامی یا همان فضای سایبر است که بدست افراد غیر نظامی در حال گسترش و توسعه است و دروازه ورود به آن اینترنت است. در جنگ‏ها آتی بین نیروهای سایبر و نیروهای رزمی باید همگرائی وجود داشته باشد. بنابراین یک عملیات نظامی موفق به یکپارچگی و موفقیت فضای سایبری نیاز خواهد داشت. در جنگ‏های سنتی و امروزی، درگیری نیروها مستقیم و به­صورت رودرو است. در فاز اول جنگ‏های آینده، درگیری­ها به صورت مستقیم و رودرو نخواهد بود بلکه نبردها در حوزه پنجم و در فضای سایبر اتفاق خواهد افتاد؛ پس از آن شاهد جنگ‏های رودرو خواهیم بود. لذا درگیری در دو فاز نبرد و جنگ اتفاق خواهد افتاد. در درگیریهای آتی، برتری با نیروی است که توانائی مدیریت صحنه نبرد در هر دو فاز را دارد. در این حوزه با بهره­گیری از فضای مجازی غیر نظامی امکان دسترسی به تمام نقاط صحنه نبرد و غیر نبرد امکان پذیر خواهد بود. لذا در این شیوه برتری با نیرویی است که قدرت نبرد در فضای سایبر را نیز داشته باشد. یک فرمانده علاوه بر آشنائی با جنگ‏های کلاسیک باید از نبردهای سایبری نیز شناخت کامل داشته باشد.

الف) جنگ‏های گذشته

ب) جنگ‏های امروزی

پ) جنگ‏های آینده

شکل 4 شکل تغییر شکل محیطهای عملیاتی جنگ‏ها از گذشته تا آینده الف) شیوه جنگ‏ها در گذشته (کلاسیک-جنگ‏های هواپایه ب) شیوه جنگ‏های امروزی (کلاسیک-شبکه محور) پ) شیوه جنگ‏ها در آینده (سرزمین سایبر)

از آنجا که در دنیای کنونی، اینترنت دروازه فضای سایبر است و نحوه استفاده از آن نیز در سال­های اخیر به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف ملی تغییر کرده است، لذا نه تنها فضای مجازی توسط فرماندهان نظامی باید دیده شود، بلکه پتانسیل تهاجمی سایبری به عنوان یک سلاح نظامی نیز باید در نظر گرفته شود. بنابراین برای حفاظت و دفاع سایبری، الحاق توانمندی­های سایبری به شرح وظایف فرماندهی و کنترل در حوزه نظامی ضروری است. اقدامات الکترومغناطیسی سا­یبری باید از افکار و اهداف فرمانده حمایت کند تا قابلیت نیروهای نظامی برای رسیدن به نتایج مطلوب افزایش دهد.

در حال حاضر مأموریت اصلی کارکنان در جنگ شامل چهار وظیفه اصلی است: انجام فرآیند عملیات (برنامه­ریزی، آماده­سازی، اجرا و ارزیابی)، انجام مدیریت دانش و مدیریت اطلاعات و اطلاع رسانی، انجام فعالیت­های نفوذی، انجام CEMA . در مرکز آن، CEMA برای آرایش نظامی جهت دستیابی به افزایش نفوذ فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی و نقش آن در عملیات زمین یکپارچه، طراحی می­شود. CEMA از طریق یکپارچه­سازی و هماهنگ­سازی عملیات فضای سایبری، جنگ الکترونیک و عملیات مدیریت طیف اجرا می­شود.

نیروهای نظامی باید از وزارت دفاع نیز حمایت کند تا نیازهای مشترکشان را برای اجرای عملیات اطلاعات، جنگ الکنرونیک و عملیات سایبری از طریق اجرای CEMA، IIA و تلفیق فعالیت­های مربوط به اطلاعات دیگر انجام دهد. این فعالیت­های مجزا، از طریق دستور فرمانده به یکدیگر گره می­خورد؛ هرچند که آنها فرآیندی متفاوت و مجزا برای انجام نیازهای عملیاتی خود دارند.

پاسخگویی به سوال دوم تحقیق

فرماندهان در تهدیدات آینده چه نقشی دارند؟

فرماندهان اهرم اقدامات الکترومغناطیس سایبری هستند و آن‌ها یکی از چهره­های اصلی و مهم در اقدامات الکترومغناطیس سایبری هستند و دستوراتشان بخشی از یک عملیات مشترک برای رسیدن به اهداف در حوزه طبیعی، فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی است. فرماندهان اقدامات الکترومغناطیس سایبری را برای تصرف، حفظ و بهره­برداری از یک مزیت (برتری) نسبت به مخالفان و دشمنان در حوزه­های طبیعی، فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی اجرا می­کنند تا در حصول نتیجه کلی موفقیت مأموریت تسهیل شود.

فرماندهان بر اساس توصیه­های ارائه‌شده توسط متخصصین، تصمیم­گیری را با دریافت اطلاعات از طریق افسران CEMA انجام می­دهند. فرماندهان با این فرآیند ادغام و هماهنگ‌سازی عملیات فضای مجازی، نبرد الکترونیک و عملیات مدیریت طیف را باتدبیر عملیاتی خودشان هدایت می­کنند. فرماندهان منابعی را تعیین می­کنند که جهت حمایت و پشتیبانی از اقدامات الکترومغناطیس سایبری استفاده می­شوند.

انجام عملیات یکپارچه به فرماندهانی نیاز دارد تا آنچه را که بر محیط عملیاتی تأثیر می­گذارد را در نظر بگیرند. زمانی که اقدامات الکترومغناطیس سایبری با دیگر قابلیت­های موجود آن‌ها ادغام و هماهنگ می­شود، ملاحظات زیر باید توسط فرمانده در نظر گرفته شود:

اجرای اقدامات الکترومغناطیس سایبری می­تواند با ملاحظات سیاستی و قانونی توأم باشد.

ممکن است زمان اجرای اقدامات الکترومغناطیس سایبری طولانی باشد. زیرا ممکن است به قابلیت استفاده از دارایی­ها و ملاحظات تصدیق صلاحیت نیاز داشته باشد.

عملیات فضای سایبری برای مأموریت­هایی که به خارج محیط عملیات گسترش‌یافته است، نیاز به هماهنگی وسیعی دارد (به‌عنوان‌مثال، مقامات سطح ملی).

نبرد الکترونیک می­تواند در تمام سطوح، فعال و اجرا شود و می­تواند به حمایت از فرمانده تاکتیکی تأکید کند.

برای دستیابی به اهدافی که قبلاً تنها توسط تخریب فیزیکی به دست می­آمدند، اقدامات الکترومغناطیس سایبری گزینه­ای را برای به‌کارگیری اثرات جایگزین، ارائه می­دهد.

اقدامات الکترومغناطیس سایبری می­تواند اثرات لحظه­ای نزدیک و هم‌زمان را در سراسر حوزه­های مختلف ایجاد کند. این اثرات ممکن است در فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی قسمت­های خودی، بی­طرف و دشمن رخ دهد.

احتمال اثرات ناخواسته و آبشاری وجود دارد و ممکن است برای پیش­بینی دشوار باشد.

درک موقعیت از محیط عملیات، بدون در نظر گرفتن فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی ناقص است.

اقدامات الکترومغناطیس سایبری برای محافظت و اطمینان از دسترسی به سیستم فرمان مأموریت، باید قدرت نفوذ داشته باشد.

نتیجه­

در آینده نزدیک حوزه جدیدی بانام اقدامات الکترومغناطیس سایبری به فضای عملیاتی نبردها اضافه خواهد شد که شیوه فرماندهی را دگرگون خواهد کرد. این مقاله، اهمیت و نقش فرمانده در جنگ‏های آینده جهت کنترل میدان نبرد را بیان و واژه و مفهوم و اهمیت اقدامات الکترومغناطیس سایبری را برای نیروهای مسلح معرفی می­نماید تا چارچوبی برای محیط­های عملیاتی نظامی معرفی شود. لذا فرمانده با اقدامات الکترومغناطیس سایبری، فعالیت­های قدرتمندی جهت تسخیر، حفظ و بهره­برداری از یک برتری بیشتر در برابر مخاصمان و دشمنان در هر دو حوزه فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی را به دست می­آورد، درحالی‌که استفاده هم‌زمان و مشابه دشمن و مخالفان از آن را کاهش داده و از مأموریت سیستم فرماندهی نیز محافظت می­شود. فرمانده با اقدامات الکترومغناطیس سایبری عملیات فضای سایبری، نبرد الکترونیک و عملیات مدیریت طیف را با یکدیگر هماهنگ و یکپارچه می­سازد تا به نتیجه مورد دلخواه در عملیات دست یابد. فرمانده با اقدامات الکترومغناطیس سایبری ساختار اضافی را به هر یک از این حوزه­ها اضافه نمی­کند. در اصل هر یک از این حوزه­ها به‌طور مستقل وظایف خود را انجام می­دهند و فرمانده وظیفه یکپارچه­سازی و هماهنگ­سازی این سه حوزه را با یکدیگر دارد تا مدیریت صحنه میدان در هر دو فاز نبرد و جنگ را با بهره­گیری از توانائی اقدامات الکترومغناطیس سایبری به انجام رساند.

بنابراین در نبردهای آینده، فرمانده چهار وظیفه اصلی را در جنگ خواهد داشت که عبارت‌اند از: ۱-انجام فرآیند عملیات (برنامه­ریزی، آماده­سازی، اجرا و ارزیابی) ۲-انجام مدیریت دانش، مدیریت اطلاعات و اطلاع‌رسانی ۳-انجام فعالیت­های نفوذی ۴-انجام CEMA. در مرکز این چهار وظیفه، CEMA برای آرایش نظامی جهت دستیابی به افزایش نفوذ فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی قرار دارد و نقش آن در عملیات یکپارچه باید موردتوجه فرماندهان قرار گیرد. فرمانده CEMA از طریق یکپارچه­سازی و هماهنگ­سازی عملیات فضای سایبری، جنگ الکترونیک و عملیات مدیریت طیف به اجرا درخواهد آورد. باید در نظر داشت که آن‌ها فرآیندی متفاوت و مجزا برای انجام نیازهای عملیاتی خوددارند و این فعالیت­های مجزا، از طریق دستور فرمانده به یکدیگر گره می­خورد.

این مقاله، اطلاعات لازم را به نیروهای مسلح می­دهد تا فرماندهان را قادر سازد بر اساس اقدامات الکترومغناطیس سایبری محیط عملیاتی خود را شکل دهند. این پژوهش فرماندهان و افسران را راهنمایی می­کند تا روش‌های ابتکاری‌شان برای به تصرف درآوردن، حفظ و بهره‌برداری از برتری در تمام یک محیط عملیاتی تقویت شود.

ازآنجاکه روش اجرای اقدامات الکترومغناطیس سایبری در دیگر کشورها و ازجمله ایالات‌متحده آمریکا محرمانه است، در کشور ما نیز لازم است روش اجرای آن متناسب با قوانین کشورمان تدوین و جاری شود تا فرماندهان و کارکنان نظامی با استفاده از آن و تاکتیک­ها و روش‌های نوین جنگی، بتوانند برنامه­ریزی، یکپارچه­سازی و هماهنگ­سازی اقدامات الکترومغناطیس سایبری را انجام دهند. البته آنان باید مراقب باشند که در هنگام انجام اقدامات الکترومغناطیس سایبری تصمیمات و اقداماتشان بین­المللی، متناسب با روش جاری کشور و در بعضی مواقع منطبق با قوانین و مقررات کشورهای خارجی باشد.

 

 

پیشنهادات

ازآنجاکه نقش الکترومغناطیس سایبری در نبردهای آتی (نه‌چندان دور) پررنگ خواهد شد و در حال حاضر، برنامه واضح و روشنی درزمینه­ی CEMA در کشور وجود ندارد لذا لازم است اقدامات زیر در سطح نیروهای مسلح کشور عزیزمان مان به انجام رسد.

  1. واحد CEMA در مرکز عملیات فضای سایبری، نبرد الکترونیک و عملیات مدیریت طیف در نیروهای مسلح تشکیل شود تا مسئولیت برنامه­ریزی، یکپارچه­سازی و هماهنگ­سازی این سه عملیات را در نیروهای نظامی برای دستیابی به افزایش نفوذ در فضای سایبری و استفاده از حداکثر ظرفیت طیف الکترومغناطیسی و همچنین پشتیبانی از مأموریت فرمانده را بر عهده گیرد.
  2. نقشه راه اقدامات الکترومغناطیس سایبری در نیروهای مسلح توسط متخصصین تدوین شود.
  3. فرماندهان و افسران نظامی آموزش­های لازم را فراگیرند تا CEMA را با استفاده از تاکتیک­ها و روش­ها، برنامه­ریزی، یکپارچه­سازی و هماهنگ­سازی انجام دهند و توانائی هماهنگی و تلفیق عملیات فضای سایبر، نبرد الکترونیک، عملیات مدیریت طیف و ارتباط دهی آن‌ها را جهت رسیدن به نتیجه مورد دلخواه در پشتیبانی از عملیات مشترک را داشته باشند. نیروی انسانی متخصص درزمینه­ی CEMA تربیت شوند تا عملیات آفندی و پدافندی در سطح نیروهای مسلح را به اجرا درآورند.
  4. فرماندهان و افسران ستادی آموزش‌های لازم را فراگیرند تا قابل اجرایی بودن دستورالعمل­های تدوین‌شده CEMA در عملیات فضای سایبری، جنگ نبرد الکترونیک و عملیات مدیریت طیف را بررسی کنند.
  5. مفهوم CEMA در نشریات آموزشی واحدهای آموزشی نیروهای مسلح، عملیات یکپارچه و مأموریت فرماندهی مدون شود.
  6.  نیروهای مسلح برای دفاع از شبکه‌های سایبری خودی و برای ایجاد اختلال در شبکه­های دشمن در جنگ‏های آینده باید از آمادگی و مهارت­های لازم برخوردار باشند.
  7. برای حفظ برتری در فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی، زیرساخت­های فیزیکی، شبکه­های دیتا و طیف الکترومغناطیسی در سطح نیروهای مسلح ایجاد شود.
  8. از حداکثر ظرفیت طیف الکترومغناطیس در باند نظامی و غیرنظامی جهت بهره­وری بیشتر از فضای مجازی استفاده شود.
  9. یک شبکه فنی LWN که شامل تمام سامانه‌های مدیریت اطلاعات ارتش و سامانه‌های اطلاعاتی است تشکیل شود تا اطلاعات را جمع­آوری، پردازش، ذخیره، نمایش، انتشار و محافظت از آن را انجام دهد.
  10. برنامه­ریزی عملیاتی جهت حمله به سامانه‌ها و شبکه­های دشمن در فضای سایبری و طیف الکترومغناطیسی جهت ایجاد فریب، تنزل، اختلال، انکار، نابودی یا دست‌کاری طرح‌ریزی شود.
  11. برنامه­ برای استفاده از سامانه‌های دشمن و حریف در فضای سایبر برای تسهیل در جمع­آوری اطلاعات بهره­برداری طرح‌ریزی شود.
  12. از متخصصین و سیستم‌عامل و تجهیزات حفاظت به عمل آید.

 

 

  1.  

    1. حسن عبداللهی;افسانه حق نگهدار. "نقش الکترومغناطیس سایبری در کنترل میدان جنگ با ایجاد زیرساخت‌های نظامی سایبری". علوم و فنون نظامیِ، دوره 11، شماره 31، صفحه ۱۳۵-۱۱۳، بهار 1394.